نگاهی به مهمانی بزرگ غدیر در لرستان
به قلم رضا جابری پایگاه خبری تحلیلی فصل آبان
برخی روزها در حافظه یک شهر ماندگار میشوند؛ نه به خاطر ازدحام جمعیت یا چراغانی خیابانها، بلکه به این دلیل که حال و هوای شهر برای ساعاتی تغییر میکند.
روزهایی که آدمها بیش از همیشه به هم نزدیک میشوند و زندگی، رنگ دیگری به خود میگیرد. غدیر امسال در لرستان، از همین جنس روزها بود.
از نخستین ساعات عصر، خیابانها دیگر فقط مسیر عبور خودروها نبودند؛ به محل دیدار خانوادهها، لبخند کودکان، خدمت بیمنت جوانان و جلوهای از مشارکت مردمی تبدیل شده بودند. موکبهایی که با همت مردم برپا شده بود، تنها ایستگاههای پذیرایی نبودند؛ هر کدام روایت کوچکی از همدلی، عشق و مسئولیت اجتماعی را بازگو میکردند.
شاید بتوان گفت مهمترین تفاوت غدیر امسال، حضور پررنگ مردم در متن ماجرا بود. اگر در سالهای گذشته بیشتر از یک جشن بزرگ سخن گفته میشد، این بار خود شهر به جشن تبدیل شده بود. دیگر خبری از تمرکز همه برنامهها در یک نقطه نبود؛ هر محله سهمی از این شادی داشت و هر خیابان، بخشی از روایت غدیر را بازگو میکرد.
آنچه بیش از هر چیز به چشم میآمد، حضور خانوادهها بود؛ پدر و مادری که دست کودکشان را گرفته بودند، نوجوانانی که با لباس خادمی در موکبها خدمت میکردند، سالمندانی که آرام در میان جمعیت قدم میزدند و جوانانی که بیهیچ چشمداشتی بخشی از وقت و توان خود را برای برگزاری این جشن صرف کرده بودند. این تصویر، بیش از هر آمار و گزارشی، معنای واقعی یک اجتماع مردمی را نشان میداد.
غدیر، البته فقط در چراغانی خیابانها یا اجرای سرودها خلاصه نمیشود. پیام این عید، سالهاست که با مفاهیمی مانند عدالت، مسئولیتپذیری، دستگیری از نیازمندان و پیوندهای اجتماعی گره خورده است. شاید به همین دلیل بود که در کنار شور و نشاط، جلوههای زیبایی از کمک به مردم، اطعام، فعالیتهای فرهنگی و کارهای خیر نیز در گوشه و کنار شهر دیده میشد؛ صحنههایی که نشان میداد غدیر زمانی معنا پیدا میکند که از شعار به رفتار اجتماعی تبدیل شود.
در این میان، نقش نسل جوان نیز امیدبخش بود. نوجوانانی که با انگیزه در موکبها خدمت میکردند و کودکانی که با پرچمهای کوچک «یا علی» در میان جمعیت قدم برمیداشتند، نشان میدادند اگر مفاهیم دینی با زبان محبت، هنر و مشارکت اجتماعی روایت شوند، فاصلهای میان نسل امروز و ارزشهای فرهنگی باقی نخواهد ماند.
آنچه امسال در شهرهای مختلف لرستان شکل گرفت، تنها یک برنامه مناسبتی نبود؛ تجربهای از کنار هم بودن بود. تجربهای که ثابت کرد سرمایه اجتماعی این سرزمین همچنان زنده است و هرگاه فرصتی برای مشارکت فراهم شود، مردم پیش از هر نهادی میداندار خواهند بود.
شاید مهمترین تصویر غدیر امسال، نه ازدحام خیابانها بود و نه تعداد موکبها؛ بلکه همان لحظههایی بود که غریبهها کنار هم ایستادند، با هم غذا خوردند، لبخند زدند و بیآنکه یکدیگر را بشناسند، احساس کردند عضوی از یک خانواده بزرگ هستند.
شهرها همیشه با خیابانها و ساختمانهایشان شناخته نمیشوند؛ گاهی هویت یک شهر را مردمانی میسازند که در بزنگاههای فرهنگی و اجتماعی، کنار هم میایستند. غدیر امسال در لرستان، یادآور همین حقیقت بود؛ اینکه هنوز هم میتوان با تکیه بر مشارکت مردم، مهربانی را در متن زندگی جاری کرد و برای ساعاتی، شهر را به خانهای مشترک برای همه تبدیل ساخت.
و شاید همین، زیباترین روایت غدیر باشد؛ روزی که خیابانها فقط محل عبور نبودند، بلکه به گذرگاه همدلی، خدمت و محبت تبدیل شدند؛ روزی که لرستان، بیش از هر زمان دیگری، شبیه یک خانواده بزرگ نفس کشید.